ببخشید
امسال اولین سالی بود که روز تولدم هیچی برای خودم ننوشتم و پستی هم نزاشتم،وقت نکردم پس ببخشید. پ ن:هرچند که امسال روز تولدت اتفاق خاصی نیوفتاد و فرقی با روزای عادی نمیکرد،فقط دلت بیشتر برای مدرسه ی قبلیت و دوستات تنگ شد. شاید چون اونا کل دی ماه رو دقیقا هرروزی که برای امتحان میرفتین تا آخر دی ماه برات جشن میگرفتن. میدونی..آدما زود باهم غریبه میشن و خب مهم نیست که چقدر همو میشناسن یا چقدر به هم نزدیک و صمیمی بودن،حتی ی ثانیه هم برای غریبه شدن کافیه. متاسفانه دلم براتون تنگ شده..نه دلم برای خودمون تنگ شده،برای هرچیزی که یه زمانی بهش میگفتیم ما.چیزی که من ساخته بودم.چیزی که خراب شد و هممون ولش کردیم ولی من تنها کسیم که ...








